سلام

آخرین مطالب

دفتر

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۱، ۱۱:۵۸ ب.ظ
یک کلمه بیشتر نیست، اما همین یک کلمه پر از خاطره‌های رنگارنگ است. فقط هم خاطره نیست. بخش مهمی از زندگی من و چند نفر دیگر است. از همان جمع شدنهای دوستانه و ساده گرفته تا برنامه‌هایی که با ماهها برنامه‌ریزی و فکر اجرا می‌شد. آنچه به دست آمده، هیچ‌گاه از دست نمی‌رود. مفهوم «دفتر» در ذهن من و دوستانم هم هیچ‌گاه از میان نمی‌رود اما دفتر تمام شده است. و این تمام شدنش چیز غمناکی است. و این همان حس غمناکی است که وقتی شنیدم وسایلش را هم دارند می‌فروشند با تمام وجود حس کردم. حس کردم خانه‌ای که گرچه کاخ نبود و شاید معماری ایده‌آلی هم نداشت، اما سالها مأوای ما بود، از میان رفته است. دیگر نمی‌توانیم بگوییم بریم دفتر. روحش شاد.
  • حسن اجرایی

نظرات (۲)

  • یکی از دفتری ها
  • یادم نمیره روزی رو که رفتم و دسته گل مصنوعی رو برای دفتر خریدم. نیمه ی راه زنگ زدند و گفتند هرچه میخرم فاکتورش را هم بگیرم! دوباره برگشتم.
    روزی که وسایلش را مرتب کردیم و همه چیز رنگ و بوی دیگری گرفت.
    روزی که از آنجا بود که بوی شلمچه را توانستم بفهم
    و روزهای دیگر
    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمدلله ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی