همین الف خودمان
مثلا همین الف خودمان. همیشه حسرت میخوردم که کاری از دستام بر نمیآید برایش بکنم. اصلا مانند کسی بودم که در نظامی زندگی میکند که دوست داشته برای تاسیساش کاری هر چند کوچک و بیمقدار کرده باشد و اصلا آن زمان هنوز به دنیا نیامده بوده. احساس میکردم همانی است که میخواهم و از خواندن -تقریبا- همهٔ محتوایش لذت میبردم و یاد میگرفتم.
[caption id="attachment_721" align="alignleft" width="234" caption="نیست بر لوح دلات جز الف قامت یار؟"]
[/caption]
مرداد 85، همان اولین روزها، معرفی، و منشور الف را در کافینتی خواندم و هنوز یادم مانده کجا بود آن کافینت و حتی پشت کدام کامپیوترش نشسته بودم. منشور را که خواندم، بسیار امیدوار شدم به ظهور رسانهای تازهنقس، با منش اصولگرایانه و اخلاقی. با همهٔ رسانههایی که تا پیش از آن دیده بودم تفاوت میکرد و همیشه اولین نشانیای که باز میکردم، الف بود؛ حتی پیش از گوگلریدر و حتی پیش از وبلاگ خودم!
گرچه احمد توکلی برایم محبوب و دوستداشتنی بود و در انتخابات ریاست جمهوری سال 80 هم بهش رای داده بودم، اما رسانهای مانند الف، او را هم برایم محبوبتر کرده بود. و عطشام برای آنکه کمکی بکنم را بیشتر میکرد. بدون آنکه اطلاعی داشته باشند، و تنها برای آنکه کاری کرده باشم برای الف، در فرندفید و توییتر صفحهٔ الف را ثبت کردم و حتی پس از تکذیب الف هم حذفشان نکردم. گرچه البته همین کار را برای کیهان هم کردم!
اما همه چیز خراب شد. الف دیگر آن چیزی نیست که بود. یا آن چیزی نیست که قرار بود باشد. یا آن چیزی نیست که فکر میکردم هست. الف به خودش پایبند نماند. به منشورش پایبند نماند. به آنچه -از دید من دستکم- قرار بود باشد هم. و حالا حتی احمد توکلی هم آنی نیست که تا یک سال پیش بود. الف پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، به تدریج آنچه در معرفی و منشور خود گفته بود را زیر پا گذاشت و به رسانهای تبدیل شد که برای ماندن، ابایی از آمیختن باطل با حق ندارد؛ رسانهای که حفظ خودش و ماندن خودش، از اصول خودش برایش مهمتر شده.
این نوشته عمدا خالی از هر گونه استناد یا اثبات مدعاست. اگر پیشفرضهای آن را نمیپذیرید، مخاطب این نوشته نیستید.
- ۸ نظر
- ۱۴ مرداد ۸۹ ، ۱۸:۳۵